الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

43

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

سه تن ديگر به نامهاى عنبسه و ميمون و يحيى بن نعمان قواعد نحو را از او آموختند . ابو اسحاق حضرمى و عيسى ثقفى و ابو عمرو بن علاء قواعد اين علم را از ايشان برگرفتند و خليل بن احمد قواعد نحو را از عيسى ثقفى فراگرفت ، و در اين رشته بر ديگران تفوق يافت ، و سيبويه از خليل بن احمد و اخفش از سيبويه علم نحو را فراگرفتند . پس از اين نحويها به دو دسته كوفى و بصرى تقسيم شدند . كسائى مراتب نحو را به فرّاء آموخت ، و ابو العباس تغلب از فرّاء ، و ابن انبارى از تغلب استفاده كرده‌اند ؛ همگى آنها كوفىاند . سيبويه كه از بصريها بود به كرسى تدريس نشست و اخفش با آنكه سالها خدمت خليل را عهده‌دار گرديده بود در محضر سيبويه حضور پيدا مىكرد و فنون نحو را از او فرامىگرفت و قطرب محمد بن مستنير از سيبويه و اخفش قواعد نحوى را كسب مىكرد و صالح جرمى و بكر مازنى شاگردى قطرب را عهده‌دار گرديدند و محمد مبرّد از اين دو تن بهره‌مند گرديدند و ابو اسحاق زجّاج و ابو بكر بن سراج و ابن درستويه و محمد كيسان از مبرّد بهره بردند و ابو على فسوى و ابو سعيد سيرافى و على رمانى از ايشان بهره‌مند شدند و ابو على فارسى از سيرافى و رمانى بهره برد و ابو الفتح جنّى از ابو على فارسى و عبد القاهر جرجانى از ابو الفتح جنّى استفاده كرد . پس از ايشان شخصى كه قابل توجه باشد ظهور نكرد . مؤلف گويد : ركن الدّين اظهار داشت : « ابو الاسود استاد حضرت امام حسن و امام حسين عليهما السّلام بوده است . » . اين اظهاريه بسى باطل است ، زيرا حسنين دو تن امام واجب الاطاعة مىباشد ، چه در حالت قيام و يا صلح و آرامش باشند و اين دو تن بزرگوارى هستند كه به ديگران دانش مىآموزند و خود از كسى جز خدا دانش فرانمىگيرند . و از اواخر گفتگوى ركن الدّين استفاده مىشود كه ابو على فسوى غير از ابو على فارسى است و يكى از اين دو تن مقدم بر ديگرى بوده است و حال‌آنكه چنين نيست بلكه ابو على فسوى ، و ابو على فارسى كنيهء يك نفر بوده است . آرى ، ابو على فارسى خواهرزاده‌اى به نام محمد بن حسين داشته است . و نيز اينكه گفته : « پس از اساطين نحو شخص قابل توجهى ظهور نكرده است » به اين معنى است كه ديگران ناقص‌تر از اساطين نحو بوده‌اند ، نه آنكه نحوى بنامى پس